ناصر خسرو
37
خوان الإخوان ( فارسى )
پس اگر كسى گويد كه عقل كل حاجتمند است بنگريستن سوى آنچ عالم روحانى و جسمانى است از روحانيان و جسمانيان چنان گفته باشد كه مر نويسنده را كه بر نوشتن سخت جاكول گشته باشد حاجت است بنگريستن اندر حروف ابجد تا بداند كه هر حرفى را شكل چيست و حكم هر يكى از حروف اندر پيوستن و گسستن چيست ، پس اگر اين محال باشد اين قول ازين محالتر است . صف يازدهم سخن اندر مرد و بزه مزد را بتازى اجر خوانند . و بزه را بتازى اثم خوانند . و نام مزد آنست اندر ميان خلق كه چون كسى كارى بكند او را مكافات آن بدهند و آن مكافات را مزد خوانند ، و لكن نام بزه جز اندر دين رونده نيست و بحقيقت مكافات كارى باشد كه ازو شر و فساد پديد آيد ، و مزد نيز آن باشد اندرين جهان كزو بدان جهان حاصلكننده آن را ثواب بحاصل آيد ، و بزه آن باشد كه مر خداوند او را بعاقبت عقوبت واجب آيد ، و بزه را نيز وزر خوانند بتازى ، و خبر است از رسول مصطفى صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : « من سن سنة حسنة فله أجرها و أجر من عمل بها الى يوم القيامة من غير أن ينقص من أجرهم شىء و من سن سنة سيئة فله وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيامة من غير أن ينقص من وزر هم شىء » گفت : هر كه سنتى نيكو بنهد او را باشد مزد آن و مزد آنك بدان سنت كار كند تا روز قيامت بىآنك از مزد آن كسان چيزى كم شود ، و هر كه سنتى بد بنهد